نوش جونم که برات دلتنگم
عشق هر نفسم
محبوبم
کجا بروم
که صدای آمدنت را
بشنوم ؟
کجا بایستم
که راه رفتنت را ببینم ؟
کجا بخوابم
که صدای نفسهات بیاید؟
کجا بچرخم
که در آغوش تو پیدا شوم؟
کجا چشم باز کنم
که در منظرم قاب شوی؟
کجا بمیرم
که با بوسههای تو چشم باز کنم؟
کجایی؟؟
کجایی ؟
که هی
گریه کن، توی گریه می فهمی
عشق باید به استخوان برسد
مردها دلتنگ که میشوند
میزنند به دل خیابان های شلوغ
خیابان هایی که بوی گمشده شان را میدهد
و با دلهره به دنبالش میگردند!!
هی با خودشان حرف میزنند
که اگر ببینمش
این را میگویم و آن را میگویم!
اما کافیست یک نفر را ببینند
که چشمانش شبیه طرف باشد!!
لال
عشق را دوست دارم
فقط بخاطر تو !
سال نو مبارک
سال نو مبارک
دوست دارم به همدیگر بگوییم
عشق مبارک !
عشق بزرگتر از همه زمان ها
همچنان که وسیع تر از همه مکان هاست
تو را دوست دارم در آغاز سال
همچنان که تو را در پایان سال
دوست داشتنت را
از سالی به سال دیگری جابه جا می کنم !
مثل دانش آموزی
قشنگ تویی
که قشنگ دوست داری . . .
من
شب را از گیسوان تو کنار می زنم
و صبح را
در عمق نیلی چشمانِ تو
به تماشا می نشينم!
با من
واژه
واژه
عشق را زمزمه کن
تا ابر احساس
بار دیگر
عطش لب های ما را
بوسه باران كند ...
من و تو
فقط میدانیم اولین بوسه؛ چطور کشف شد!
بهشت بود
چشمه ی آب زلالش...
من بودم و عشقی که
تازه اول عشق ست
خیلی مهم است که یک نفر،
فقط یک نفر...
توی دنیا
آدم را از ته دل دوست داشته باشد
این اتفاق بارها و بارها رخ داد:
مردی زنی را دوست داشت
این اتفاق بارها و بارها رخ داد:
زنی مردی را دوست داشت
روزی، روزگاری
اتفاقی افتاد
و احتمالاً همان یک بار بود:
مردی و زنی
همدیگر را دوست داشتند
یجو
مـرا به خـاک، نه
به دریـا، به آب، به بـاران سپارید
میگویند
گاهی عشق دو انسان نسبت بهم میمیرد
این درست نیست
عشق نمیمیرد
خود آدم است که میمیرد
من عاشق دریا بودم
عاشق درخت
عاشق سبزه، گل و ماهی ها...!
از دیار دریا که آمدم
همه چیز رنگ سرد به خویش گرفت
دیگر از آن همه گرمای محبت خبری نبود
مال من باش ...
جزر و مد های زیادی آمده اند و رفته اند
مـــــــوج در مـــــــوج
امـــــــــا نمی دانم چرا
هنوز هم بر تن خیس ســــاحل
نام تــــــــــو را می بینمـــــــ ...!
دریــایِ مـن
آبـی وسـیـع و بـی کـرانِ مـن
سـاحـلی آرام مـی شـوم
وقـتـی
در امــواج آغــوشـت
از زلال عــاشـقـانـ